آرزو نوری
آرزو نوری
خط زدند مرا
از سرنوشت تو
خط خوردم
به جرم دستانم
که بوی تنت را می‌داد
به جرم چشمانم
که تنها
تو را می دید

raha
raha
خدای مهربان من:همیشه جایی در هوالی دلتنگی من جاری میشوی...
جاری میشوی در ابری چشمانم...
ومیباری انقدر تا زلال شوم...
تا اسمانی شود هوای دلم...
انقدر که با همه ی روحم حس کنم...
داشتن تو می ارزد..
به تمام نداشته های دنیا!
ادامه ...

sepideh
sepideh
خدا
آهنگ تنهایی دیگر آنقدر برایم دل نواز است که حتی خیال با تو بودن را هم ندارم......

آنقدر در نبودت تنهایی برایم لالا خواند که حتی خواب تو از چشمانم گریخت.......

باز بگذار... و ... بگذر....

زیرا که من تنهایی را تنها نخواهم گذاشت .....

تنهایی برایم زیباترین آواست....

در تنهایی خدا را میابم................

نوشته ی خواهرم سحر
ادامه ...

raha
raha
پیشانیم
چسبیدن به سینه ات را میخواهد...
و چشمانم خیس کردن پیراهنت را ...
عجب بغض پر توقعی دارم من امشب ...

فلشته
فلشته
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…؟؟؟

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…
ادامه ...

فلشته
فلشته
کسی را دارم ..

که انقدر برایم کسی هست که

نگاهم دنبال کسی نیست

این را هزاران بار فریاد زده ام و میزنم که دیگر

کسی به چشمانم نمی آید " هرگز "

جواد
جواد
کاش من هم کسی را داشتم
که با بستن چشمانم
حس قشنگ نگاهش را احساس میکردم
بوی نفسهایش را میشنیدم
….. کاش من هم کسی را داشتم
که حتی وقت نبودنم
عاشقم باشد …….. کاش …..

جواد
جواد
باران
میراث خانوادگی ما بود
.
کوچک که بودم…
از سقف خانه ی ما میچکید
بزرگ که شدم.
.
.
.
از ” چشمانم

asa
asa
من دختر بودنم را دوست دارم.....

نه اینکه همیشه خشنود باشم.....

اما دوست دارم....

همین که از یک دستبند رنگی رنگی ؛

سرخوش میشوم ...

همین که می توانم موهایم را بلند بلند ...

کوتاه کوتاه کنم ...

و چیز شگفت آوری نباشد این کوتاه و بلند کردن ها ...

همین که می توانم ارغوانی و آبی و زرد و صورتی و قرمز بپوشم....

همین که می توانم چشمانم را سیاه سیاه کنم.....

لبانم را سرخ سرخ....

همین همدم مادر بودن.....

مورد اعتماد پدر بودن را......


همین که میتوانم مادری کنم......

آسان اشک بریزم.....

آسان بخندم.....

همین نیرومند بودن را....

همین نازک بودن و شکیبایی را

دوست می دارم . . . !!!
ادامه ...

ـســر بــاز بـــیــنــامــــ
ـســر بــاز بـــیــنــامــــ
خاک پایت سرمه چشمانم که دستت را مقابل آقا پنهان کردی تا دلش بیشتر نشکند...قربان اخلاصت...فدای دست قطع شده و صورت چروک افتاده ات...علمدار کربلا با همان دستهای قلم شده اش دستت را بگیرد...
جانباز اسلام، سرت را بالا نگیر که از خجالت آب میشویم...
ادامه ...

raha
raha
اگر آمدى

به دلت بد نيار

شهر همان شهر است

كوچه همان كوچه خانه همان

... تنها من،

كمى مرده ام .



مگر تو باران را دوست نداشتی ..؟برگرد و ببین آسمان چشمانم را برایت بارانی کردم...

کجایی ... ؟ هی پشت این گوشی جای شماره ، گریه ام را میگیرم ...

برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای! ویرانه ای از پوست و استخوان...
ادامه ...

asa
asa
ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ

ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ!!



ﺣﺒﺴﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ

ﻻ‌ﺑﻪ ﻻ‌ﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻐﺾ

ﺍﺯ ﭘﯽ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ



ﺍﮔﺮ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ

ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ!!
ادامه ...

صفحات: 1 2 3 4 »

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

صفحه اصلی  /  درباره ما  /  راهنما  /  قوانین  /  تماس با ما  /  تبلیغات  /  وبلاگ
© 1391 - تمام حقوق مادی و معنوی شبکه اجتماعی جیک برای گروه طراحی آرتک محفوظ است.