ابوالفضل مهربان جهرمی
ابوالفضل مهربان جهرمی
((قائمِ آلِ تو از کعبه هویدا شده است))
*********************************
میلاد سراسر نور و سرور پیامبر أعظم ، حضرت محمّد مصطفی(ص) و مولای أعظم حضرت امام صادق(ع) را به محضر نورانی حضرت بقیّة الله الأعظم ارواحنا فداه و مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.
*******************************
یا محمّد ! سببِ فیضِ خداوندِ وَدود/
رحمت از نورِ جمالَت به دو عالَم مشهود/
از شما این دلِ ویرانه ی ما جان بگرفت/
باغ و گلزارِ جَنانی و گلستانِ وجود/
عشق از روشنیِ چَشمِ تو پیدا شده است/
عقل از شیوه ی رفتارِ تو معنا شده است/
حِکمت و معرفت از دل به زبانت جاریست/
دانش و عِلم به دستِ تو مُهیّا شده است/
شرفِ هر دو جهان در گِروِ حُسنِ تو باد/
باغِ سر سبزِ خِرَد از تو شکوفا شده است/
تا ابَد ذوق و هنر یکسره مدیونِ شماست/
رُود با نیّتِ دیدارِ تو دریا شده است/
یا محمّد ! هدفِ خِلقتی و قبله ی جان/
فصلِ زیبای بهاران زِ تو پیدا شده است/
هادی وِ ختمِ رُسُل هستی و هم باغِ بهشت/
سرو و گُلزارِ محبّت زِ تو رَعنا شده اس
ادامه ...

آرزو نوری
آرزو نوری
باد می‌آمد
برگها تکان می خوردند
یکی می گفت
بین ریشه و ساقه
فاصله ای نیست
نشستم
ویران شده در خود
مبهوت وزش این باد هزاره
و اندیشیدم
آبی یا سبز
هنوز نمی‌دانستم
چشم‌های تو چه رنگی دارند؟

آرزو نوری
آرزو نوری
پیشانی‌نوشت ما را کسان دیگری نوشتند
کسانی که پیشانی نوشتن نمی دانستند
تو صورتگر صورتکها شدی
من شاعر ویرانی‌ها
-هر روز-
یک مانی در تو تکفیر شد
حلاجی در من شکست
-پیوسته-
فرو ریختیم
و افتادیم
آنقدر که از ترس این هزارخدا
-بی‌هیچ فکر تازه‌ای-
بت‌ها را سرودیم
بت‌خانه ساختیم
ادامه ...

آرزو نوری
آرزو نوری
فراتر از این نمی توانم باشم
با پاهایی برهنه
با دست هایی خالی
در جهانی تاریک
در جهانی سرد
در جهان غروب های بی انتها
سپیده دم های بی طلوع
فراتر از این نمی توانم…
نه پل های عابر
نه جاده ها
نه باریکه راهها
هیچ کدام
به رسیدن نمی انجامد
همه دور باطلی است
که مرا
دور سرم
می چرخاند
دور این همه درخت
که بیهوده روئیده اند
این همه خانه
که ویران ازسعادتند
این همه ابر
که بی باران بی باران
تا سرانجام خود
سراسیمه اند
ادامه ...

آرزو نوری
آرزو نوری
زمین مجاور
دومرد تکراری
شبیه حس تنازع، نبرد، ویرانی!
عبور دخترکی روی سطح سیمانی
نگاه ابری یک مرد: مرد قربانی
فرود تیشه سنگی
سکوت یک جلاد
همیشه قصه همین است
مرگ یک فرهاد!

آرزو نوری
آرزو نوری
از پایتخت تا کویر
چقدر فاصله است
که اینچنین
کمر به قتل خویش بسته ایم؟
من
ویرانی همه آبادی های عالم را
به اندیشه نشسته ام
ویرانی بازوانت را
نه.
گوش کن
می شنوی
صدای مبهم سکوت می آید
استخوانهای خرد شده یک روح است
که روی هم تلمبار می کنند
و سهم من
از انهدام این همه
تصویر واژگونه ماه است
سترون
منجمد
خفته بر سطح آبهای بی خیال
ادامه ...

raha
raha
فوق العادس این نوشته سهراب:
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
ادامه ...

ایرانمنش
ایرانمنش
ﮐﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﻫﺪ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪﻫﺎ ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ
ﻭﻗﻒ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﺯﻻﻝ ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺗﺮ ﺷﻮﯾﻢ
ﮐﺎﺵ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺷﻘﺎﯾﻖﻫﺎ ﺷﻮﯾﻢ
ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺳُﺮﺧﺸﺎﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﯾﺎﺱﻫﺎ ﺧﻠﻮﺕ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﻭﺵ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻢ ﮐﻨﯿﻢ
ﻓﺎﺻﻠﻪﻫﺎﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺧﻄﻮﻁ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻣﺒﻬﻢ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﻣﺜﻞ ﺁﺏ، ﻣﺜﻞ ﭼﺸﻤﻪ ﺳﺎﺭ
ﮔﻮﻧﻪ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮﯼ ﺭﺍ ﺗﺮ ﮐﻨﯿﻢ
ﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽﺭﻭﯾﻢ
ﮐﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﺑﺎ ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺳﺒﺰ ﻧﯿﺴﺖ
ﻗﻠﺐﻫﺎﯼ ﻧﻘﺮﻩﺍﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﮑﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺟﺮﻋﻪ ﻧﻮﺭ ﻣﺎﻩ
ﭼﺸﻢﻫﺎﯼ ﺧﻔﺘﻪ ﺭﺍ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﻧﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺷﻬﺮ ﻋﺸﻖ
ﺭﺩﭘﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﺭﺳﻢ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺳﺎﺩﻩﺗﺮ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥﺗﺮ، ﺁﺳﻤﺎﻧﯽﺗﺮ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﺵ ﺍﺷﮑﯽ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﺪ
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﻪﺍﯼ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﻮﯾﻢ
ﮐﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ
ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷﻔﺎﻓﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺭﺩ ﺷﻮﺩ...
ﻣﺮﻍ ﺁﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﮕﺬﺭﺩ
ﺣﺮﻑﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ....***!!!
ادامه ...

محمد
محمد
واژه غریبیست عشق……





لحظه ای آبادت میسازد،لحظه ای ویران….





لحظه ای پادشاهی و گاه گدا…





پر است از فراز و نشیب…





دوری و نزدیکی..





تضاد و تفاهم…





شک و یقین….
ادامه ...

معصومه
معصومه
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
ادامه ...

raha
raha
اگر آمدى

به دلت بد نيار

شهر همان شهر است

كوچه همان كوچه خانه همان

... تنها من،

كمى مرده ام .



مگر تو باران را دوست نداشتی ..؟برگرد و ببین آسمان چشمانم را برایت بارانی کردم...

کجایی ... ؟ هی پشت این گوشی جای شماره ، گریه ام را میگیرم ...

برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای! ویرانه ای از پوست و استخوان...
ادامه ...

کانال خدا
کانال خدا
روش های ایجاد بحث های بیشتر در انجمن انجمن های آنلاین یک محل بسیار عالی برای تبادل نظرات و بحث ها و یک پلتفرم بزرگ برای اشتراک گذاری اطلاعات با کاربران دیگر می باشد اگر شما صاحب انجمن باشید حتما با مشکلاتی از قبیل رقابت با رسانه های اجتماعی و وبلاگ ها و همچنین نگه داشتن کاربران مواجه بوده اید ما در ادامه نوشته،شما را با روش های ایجاد بحث های بیشتر در انجمن ها و پرمخاطب کردن و فعال نگه داشتن انجمن ها آشنا خواهیم کرد کمک به حل مشکلات کاربران و همچنین یادگیری موارد دیگر :امروزه در اینترنت کاربران با محتوای بی ارزش و مشکلات کاربری بمباران شده اند شما باید از طریق انجمن های خود اینت مشکل را حل کنید خدماتی ارائه بدهید که نمونه باشد :شما باید با محصولات و خدمات خود خود را از سایر انجمن ها متمایز کنید،خدمات شما می تواند برگزاری مسابقات و اهدای جوائز باشداین کار رغبت کاربران را برای استفاده از انجمن های شما افزایش خواهد داد از دیگران یاد بگیرید :شما می توانید از تجارب مدیرانی که چندین سال در انجم
ادامه ...
[لینک]

صفحات: 1 2 3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

صفحه اصلی  /  درباره ما  /  راهنما  /  قوانین  /  تماس با ما  /  تبلیغات  /  وبلاگ
© 1391 - تمام حقوق مادی و معنوی شبکه اجتماعی جیک برای گروه طراحی آرتک محفوظ است.