saeid - جیک

images2.jpg images.jpg y_Iran (69).jpg 5mPdqdmK9d.jpg
سعید

توسط 5 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
حالت امروز من: معمولی
saeid آفلاین می باشد!
سعید
99 پست
223 دیدگاه
594.5 امتیاز
1364-11-13
مرد - مجرد
اسلام
دانشگاه سراسری
کاردانی
وزن: 70 - قد: 172
رفته ام
هیچ کدام

آهنگ پیشواز

افتخارات کسب شده

آخرین بازدید کنندگان

دنبال‌کنندگان

در صورتی که تمایل دارید سعید را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
سعید فرياد مي زند:
_
سعید
سعید
انسان های ضعیف انتقام می گیرند
انسان های قوی می بخشند
انسان های باهوش نادیده می گیرند
و انسان های قد بلند اصن کسیو تحویل نمیگرن

سعید
سعید
اونقدری که من واسه شستن فرش های خونه پارو زدم

واسه تایتانیک پارو زده بودم الان غرق نمیشد ! {-27-}

سعید
سعید
آیا نگران اضافه وزن هستید؟؟؟؟
آیا صورتتان جوش میزند؟؟؟؟
آیا به سلامت دندان هایتان اهمیت میدهید؟؟؟؟
شکلات های خود را به ما واگذار کنید
تازه دل منم شاد میشه، کلی ثواب داره به خدا :{-7-}

سعید
سعید
«« آﻣﻮﺯﺵ ﭘﺨﺘﻦ ﺷﻮﻫﺮ : !! »»
١- ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ دهید (ﺷﻌﻠﻪ ﺭﺍ ﻛﻢ ﻛﻦ)
٢ - ﺭﻭﻱ ﺁﻥ عشق و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻴﺮﻳﺰﻳﻦ (ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﻴﻦ ﻏﺮﻕ ﻧﺸﻮﺩ)
٣- ﺑﺎ ﻛﻤﻲ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻃﻌﻢ ﺩﺍﺭﺵ ﻛﻨﻴﺪ (ﻛﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﺎ ﻧﮕﻪ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﺍﺱ)
٤- ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺷﻘﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﻴﻦ (ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻨﻲ)
٥- ﺑﺎ ﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﻛﻦ (ﺗﺎ ﺟﺎ ﺑﻴﻔﺘﺪ)
ﻭ ٥ ﺍﺩﻭﻳﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﻦ :
ﺑﺤﺚ ﻧﻜﻦ!! ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻜﻦ!! ﻧﺤﺴﻲ ﻧﻜﻦ!!
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ بی جا ﻧﻜﻦ!! ﻟﺠﺒﺎﺯﻱ ﻧﻜﻦ!!
ﻭ در آخر ...
ﺍﮔه همه موارد را انجام دادید و ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺩﺭﺏ ﺩﻳﮓ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ
ﻭ ﺷﻌﻠﻪ ﺭو ﺯﻳﺎﺩ ﻛﻦ ﻭ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﺴﻮﺯﻩ ﻭ ﺑﭽﺴﺒﻪ ﺗﻪ ﺩﻳﮓ ﺑﺸﻪ
ادامه ...

سعید
سعید
این پسرایی که آخر جمله هاشون مینویسن:
پسرا دست جیغ هووورا!!!
با اینا کاری نداشته باشید...
اینا عموشون پورنگه!{-7-}

سعید
سعید
در رفاقت مراقب آدمهای تازه به دوران رسیده باش
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده تکیه نکن...{-27-}

سعید
سعید
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﻐﻠﯿﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺎﺟﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺳﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﻪ ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯽ ﺭﯾﺨﺘﻪ ..... ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﯽ ﭘﺴﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺧﺘﺮﻣﻪ..!
ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺁﺏ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﭘﺪﺭﺷﯽ !!!
ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻣﻦ ﭘﺪﺭﺵ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻢ
هیچی دیگه من الا تو بیابونا دوره MBA میگذرونم ...
.
.
قابل توجه دوست عزیزم آقا مسلم که اینم یکی دیگه از واقعیتهای تلخ امروزمونه
@moslem4mb74

فاطمه
فاطمه
آمدنش را حیران بمانم،یا رفتنش را مات بنگرم...
بادآورده را باد میبرد، قبول...
دلم را که باد نیاورده بود..!!.

بازنشر توسط :
سعید
سعید
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند

سعید
سعید
شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

سعید
سعید
باران باشد
تو باشی
یک خیابان بی انتها ..........
من میرم خونه چون مریض میشم … اصن من از آمپول میترسم ! {-15-}

ოօհʂεղ
ოօհʂεղ
خیلی دور هم که بروی نقطه نمیشوی
سه نقطه میشوی در شعرهایم !‏

بازنشر توسط :
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 »

صفحه اصلی  /  درباره ما  /  راهنما  /  قوانین  /  تماس با ما  /  تبلیغات  /  وبلاگ
© 1391 - تمام حقوق مادی و معنوی شبکه اجتماعی جیک برای گروه طراحی آرتک محفوظ است.