marg_man - جیک

92.jpg IMG-20140709-WA0069.jpg IMG-20140709-WA0067.jpg IMG-20140725-WA0000.jpg
سعید

توسط 7 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
حالت امروز من: شاد
marg_man آفلاین می باشد!
سعید
316 پست
406 دیدگاه
1286 امتیاز
1373-12-03
مرد -
اسلام
گلستان
دانشگاه سراسری
کارشناسی
میشه گفت الاف
نرفته ام
هیچ کدام
مهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه دانشجو دوچرخه داره که ماشین داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟
فاضل نظری_سهراب_ حسین رفیعی_ دوچرخه سواری زیر بارون_مرگ
saeedmahmoodi417@gmail.com

آهنگ پیشواز

افتخارات کسب شده

آخرین بازدید کنندگان

دنبال‌کنندگان

(70 کاربر)
در صورتی که تمایل دارید سعید را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
سعید فرياد مي زند:
_
سعید
سعید
عشق آن است که
یکی برای دیگری
چتری شود و او...
هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشد.

سعید
سعید
ماه رمضان نزدیکه

می ترسم ...
از خودم می ترسم نمی دونم می تونم روزه بگیرم
آخه روزه گرفتن فقط گرسنگی و تشنگی نیست
باید خیلی چیزای دیگه رو هم رعایت کنی
نمی دونم می تونم یا نه
می تونم بندگی کنم
می تونم خودم رو از گناه حفظ می کنم
می ترسم...
من گناه کار می تونم روزه بگیرم
خدا قبول می کنه
من از قیامت می ترسم
از جهنم می ترسم
خدایا کمکم کن خدایا ...
ادامه ...

سعید
سعید
یه لحظـه گـوش کـن خـــدا ؛
جـدی میگــم . . .
نه بچـه بـازیه نـه ادا و اطــوار ،
تو این دنــیا ...
حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست !
به حق همين شبا ، یـه دسـتی بـه زندگیـشون بکـش
الهي آمين

سعید
سعید
تلخ است ،
همه فکر کنند سرت شلوغ است ،
و تنها خودت بدانی چقدر
تنـــهایی ...

سعید
سعید
تو مسئولی خداوندا ؛
مرا بی‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
کدامین دست ، جز دست تو غم ریزد به کام من
چرا شد قرعهٔ محنت به نام من
که حتی نیمه شبها اشک غم ریزم به پای تو
به امید صفای تو ؛ به امید دوای تو

سعید
سعید
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو،قفسی تنگ نبود
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهر،
آشتی،
همه بی معنا بود...

سعید
سعید
خوابيم و با خطاب تو بيدار مي شويم

مستيم و با عتاب تو هشيار مي شويم

حلاج پيشه ايم و گمانم در عاقبت

با حلقه هاي موي تو بر دار مي شويم

فرجام تلخ قصه ابليس سهم ماست

وقتي به دام سجده گرفتار مي شويم
ادامه ...

سعید
سعید
می دانم که تو همه ی دنیای من هستی
یک عشق جاودانه در قلب من
هیچ وقت نمی توانم ازتو جدا باشم
وقتی که تنها در قلب تو هستم
می خواهم وقتی که در کنارم هستی
چشمهایمان به یک سو خیره باشد
و دستهایمان در دست هم با قدمهای عاشقانه با هم از عشق بگوییم
من از در کنار تو بودن تنها یک آرامش عاشقانه می خواهم
آرامشی که دیگر از دلتنگی و بی قراری خبری نباشد
تنها دلخوشی من عشق تو است
تنها سهم من از این دنیا قلبی است
که هر لحظه بهانه ی تو را می گیرد
عشق تو برایم با ارزش تر از همه چیز است
پس بمان که بی تو بودن را تعبیری نیست.
ادامه ...

سعید
سعید
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید... چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امید
ادامه ...

سعید
سعید
مـــَن تـــمـام عـمــرم را کــنارِ هــفـت ســـین نــشســتــه ام. . .
امــا عـــید نـدیــدم
امــا عـــید نـدیــدم
امــا عـــید نـدیــدم
امــا عـــید نـدیــدم
امــا عـــید نـدیــدم
ســین اول: سکـــوت
سیــــن دوم :ســایـه ی تنهــاییــم
سیــن سـوم : ساعــت بی حرکــت مـانــده بــه دیــوار اُتــاق
ســیـن چــهـارم : ســردیِ دسـتانـم
سـیــن پـنجـم: ســر درد هایِ تـکراری که مــُزمـِن شده اسـت
ســیــن شـشـم: سـرخیِ چشــمــانِ همیشــه بــی خــوابــم
سـیـن هفــتم:ســَجده هایِ هــر شـبم رو بــه خــدا
و قــرمــزیِ چشــمــانــم همــان مـاهـــی ِسـُرخـیسـت کــه زنـدگی میبخشـد بــه این سـفــره ی غــم زدهـــ . . . !
ادامه ...

سعید
سعید
مـــــــن عاشقـــانـــــه هایـــــــم را

روی همیـــــــــن دیـــــــــوار مجـــازی می نویســــــــم !

از لــج تــــــــو . . .

از لـــج خــــــــودم . . .

که حاضـــــــر نبــودیــــــــم یک بار

ایـــــــن هــــا را واقعـــــــی بــه هـــم بگوییــــــــم. . . !
ادامه ...

سعید
سعید
دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت
دختر:آروم تر من ميترسم

پسر:نه داره خوش ميگذره

دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه

پسر:پس بگو دوستم داري

دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر

پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)

پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه

و.....

روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره(براي اخرين بار)
ادامه ...

صفحات: « 4 5 6 7 8 »

صفحه اصلی  /  درباره ما  /  راهنما  /  قوانین  /  تماس با ما  /  تبلیغات  /  وبلاگ
© 1391 - تمام حقوق مادی و معنوی شبکه اجتماعی جیک برای گروه طراحی آرتک محفوظ است.